امروز قصد داریم یکی از موردانتظارترین بازیهای سال را بررسی کنیم؛ عنوانی که بسیاری از طرفداران، بهویژه به خاطر حضور لیان اس. کندی، مدتها منتظرش بودهاند. با بررسی Resident Evil Requiem همراه بازیکت باشید تا تمام بخشهای جذاب و قابلتوجه این بازی را زیر ذرهبین ببریم. اگر قصد خرید بازی رزیدنت اویل 9 را دارید از طریق بازیکت می توانید اقدام کنید.
امروز با بررسی رزیدنت اویل 9 سینماییترین، خونینترین و در عین حال بهطرز غافلگیرکنندهای احساسیترین اثر این مجموعه تا به امروز است، همراه هستیم. دو شخصیت اصلی بازی بهخوبی مکمل یکدیگرند و تجربهای متعادل ارائه میدهند.در حالی که مبارزات انفجاری و صحنههای نفس گیر حس و هیجان بازی را به خوبی زنده نگه می دارند.
ریکوئیم تلاش میکند داستانهای ناتمام گذشته را کامل کند. چالش اصلی بازی هم این است که بین ترس و اکشن تعادل برقرار کند و در عین حال داستان مجموعه را یکدست نگه دارد؛ یعنی حالوهوای ترسناک اولشخص را با اکشن پررنگتر ریمیک ترکیب کند.
Resident Evil Requiem حاصل ۳۰ سال تکامل است و روح تمام این سالها در جایجای آن جریان دارد. اما در کنار هر لحظه آشنا، پیچشی غیرمنتظره در مسیر انتظار شما را میکشد تا عمق وقت گذاشتن کپکام را نشان دهد.
در ابتدای بازی باید آماده شوید تا با چند زامبی درگیر شوید. فضای آغازین، ترسی عمیقتر از آنچه در نسخههای قبلی دیدهایم ایجاد میکند و بهتدریج عناصر اکشن نیز به آن اضافه میشود. در مجموع، این مجموعه همواره بر ایجاد تعادل میان اکشن و وحشت تمرکز داشته و این نسخه نیز از این قاعده مستثنی نیست.
مشابه فضاسازی داستانی در Alan Wake II، روایت بازی ابتدا بر یک مأمور تازهکار FBI تمرکز دارد: گریس اشکرافت. او مأموریت دارد چند مرگ مرموز را در میان بازماندگان شهر راکون سیتی، سالها پس از فاجعه ۱۹۹۸، بررسی کند. مأموریت او از هتلی تاریک و متروکه آغاز میشود؛ جایی که با چراغقوه در دست و احتیاط کامل به جستوجو میپردازد، اما خیلی زود گرفتار میشود. عامل این اتفاق، ویکتور گیدئون، آنتاگونیست مرموز و ترسناک بازی است که همواره با ظاهری عجیب و عینکی بر چشم ظاهر میشود. او گریس را به بیمارستانی پر از درهای قفلشده و زامبیهای سرگردان میفرستد. در این میان، لیان اس. کندی برای کمک از راه میرسد.
لیان که همیشه شخصیتی کاریزماتیک در سبک ترس بقا بوده، در این نسخه نشانههایی از خستگی و علائم بیماریای مرموز را نشان میدهد. با این حال، ستاره اصلی روایت، گریس است. برخلاف برخی شخصیتهای اغراقآمیز و گاه کلیشهای نسخههای گذشته، گریس شخصیتی ملموس و انسانی دارد. در مسیر او از فردی مضطرب و آسیبپذیر به شخصیتی مقاوم و جسور تبدیل می شود و حس ترس را نیز بهخوبی منتقل میکند. در عین حال، گریس در لحظاتی حساس، شجاعت و اراده قابلتوجهی از خود نشان میدهد.
مدت زمان بازی حدود ده ساعت است و کنترل میان گریس و لیان جابهجا میشود؛ با این حال، بخشهای مربوط به گریس بدون تردید ترسناکترین قسمتهای بازی هستند. او شخصیتی آسیبپذیر دارد، دائماً در معرض تهدید است و زامبیها ممکن است هر لحظه از سقف یا گوشهای تاریک ظاهر شوند. حرکات او آهسته و حسابشده است و هر قدم در حالت مخفیکاری به یک چالش واقعی برای بقا تبدیل میشود، بهویژه زمانی که ابزاری برای پرت کردن و منحرف کردن حواس دشمنان ندارید. کمبود مهمات و محدود بودن اتاقهای امن نیز هیجان را افزایش میدهد و باعث میشود هر لحظه از بازی سرشار از استرس باشد، استرسی که هیجان تجربه را دوچندان میکند.
اگر بهدنبال تجربهای اصیل از سبک ترس بقا هستید که هم حس وحشت عمیق داشته باشد و هم اکشن و تیراندازی رضایتبخش ارائه دهد، Resident Evil Requiem گزینهای شایسته توجه است. بازی از ابتدا حس ناامنی ایجاد میکند و در ادامه، با درگیریهای پرتنش، آدرنالین شما را بالا میبرد. در مجموع، این اثر ترکیبی متعادل از ترس و اکشن ارائه میدهد که میتواند طرفداران ژانر وحشت را راضی کند.
از نقطهای به بعد، بازی شما را وارد مجموعهای از معماهای پیچیده با محوریت اعضای بدن و درهای قفلشده میکند، بدون آنکه بدانید چه زمانی موجودی عظیم و هولناک با عضلاتی آویزان در راهرو مقابلتان ظاهر خواهد شد. اگر تلاش کنید از درگیری مستقیم اجتناب کنید، زمانی که گریس ناچار به مقابله میشود، بهسرعت درک خواهید کرد که ترس واقعی چیست. بازی بهصورت پیشفرض در نمای اولشخص جریان دارد و هر شلیک، حس فیزیکی و تأثیرگذاری خاصی منتقل میکند؛ گلولهها بدن زامبیها را متلاشی میکنند و آثار برخوردشان روی دیوارها و محیط باقی میماند.
خشونت موجود در بازی صرفا جنبه نمایشی ندارد. گریس ابزاری به نام «جمعکننده خون» در اختیار دارد که به او اجازه میدهد پلاسمای آلوده اجساد زامبیها را جمعآوری کرده و با ترکیب آن با سایر مواد، آیتمهای حیاتی مانند مدکیتها یا تزریقکنندههای یکبارمصرف تولید کند. این تزریقکنندهها را میتوان مستقیماً در ستون فقرات زامبیها فرو کرد تا بدنشان از درون متلاشی شود؛ روشی خون الود اما مؤثر برای حذف مخفیانه دشمنان. حتی میتوان از این ابزار برای نابود کردن اجساد زامبیهای از پیش کشتهشده استفاده کرد، چرا که در Requiem زامبیها توانایی بازگشت و حتی جهشیافتگی دوباره دارند.
با پیشروی داستان گریس، تنش افزایش مییابد؛ بهویژه زمانی که وارد زیرزمین تاریک بیمارستان میشود. حرکت آهسته و سنگین او باعث میشود کوچکترین صدا یا تغییر در نورپردازی اهمیت پیدا کند و مشخص شود کپکام تا چه اندازه روی رفتار و طراحی زامبیها کار کرده است.
این زامبیها دیگر موجودات کند و بیروح نسخههای قدیمی نیستند؛ نشانههایی از انسانیت در رفتارشان دیده میشود که آنها را ترسناکتر میکند. برخی چراغها را روشن و خاموش میکنند، بعضی زیر لب با خود صحبت میکنند و ناگهان روی زانو میافتند و با ولع به خوردن جسد همنوعانشان مشغول میشوند.
اما با در دست گرفتن کنترل لیان، حالوهوای بازی تغییر میکند. بخشهای او کوتاهتر و پرانرژیتر هستند و در نمای سومشخص اجرا میشوند؛ نمایی که از شدت وحشت میکاهد و تمرکز را بر اکشن میگذارد. این قسمتها یادآور فضای Resident Evil 4 هستند؛ هدشاتها سریع و لذتبخش انجام میشوند و میتوانید با حرکات حرفهای و ترکیب ضربات نزدیک و شلیکهای دقیق، دشمنان را از بین ببرید. اما صبر کنید؛ Resident Evil Requiem خیلی زود درجه دیوانگی را بالا میبرد. لیان حتی میتواند از ارهبرقی استفاده کند و موجی از زامبیها را تکهتکه کند. بخشهای مربوط به لیان ریتمی سریع، خشن و خونآلود دارند و تقریباً پس از هر کشتن، یک جمله طعنهآمیز و شوخی خشک مخصوص خودش را زیر لب میگوید؛ همان شوخیهای نچسب و شاید بی نمک که سالهاست با شخصیت او گره خوردهاند. 🙂
در یک جمعبندی کوتاه: اگر بهدنبال ترکیبی از ترس واقعی، معماهای درگیرکننده و اکشن بیپرده و خونین هستید، Resident Evil Requiem تجربهای بسیار قدرتمند ارائه میدهد. از اضطراب و لرزش دقایق ابتدایی گرفته تا ارهبرقی لیان و شوخیهای خاص او، بازی مجموعهای از هیجان و وحشت را خلق میکند که بهسادگی فراموش نخواهد شد.
برخلاف لیان که اساساً برای نبرد طراحی شده و همواره سلاح در دست دارد، گریس باید با منابعی محدود پیش برود؛ از ضایعات محیطی برای ساخت چاقوهای یکبارمصرف استفاده کند و هر گلوله را با دقت مدیریت کند. در مقابل، لیان علاوه بر سلاح کمری، یک تبر قدرتمند نیز در اختیار دارد که همیشه آماده استفاده است. او تنها یک اسلحه حمل نمیکند، بلکه مجموعهای کامل از سلاحها در دسترس دارد؛ از شاتگانهای مرگبار گرفته تا تکتیراندازهای قدرتمندی که دشمنان را از فاصله دور از پا درمیآورند.
یکی از جذابترین ویژگیها این است که اگر زامبیای سلاحی مانند تبر آتشین یا لوله فلزی روی زمین بیندازد، لیان میتواند آن را بردارد و مستقیماً به سمت دشمن بعدی پرتاب کند؛ حرکتی که از نظر هیجان، یادآور پرتابهای نمادین در Ghost of Tsushima است. افزون بر این، لیان بهجای جمعآوری خون برای ساخت آیتم، با هر کشتن اعتبار ویژهای دریافت میکند که میتواند آن را از طریق دستگاههای تدارکاتی مخصوص خرج کند؛ برای خرید مهمات بیشتر، ارتقای سلاحها یا حتی تهیه زره. به بیان ساده، حالت «تهاجمی و بیامان» لیان تقریباً هیچگاه متوقف نمیشود.
گیمپلی لیان حس خشونتی کنترلشده و لذتبخش ایجاد میکند و اغلب باسفایتهای حماسی Requiem نیز در همین بخشها رخ میدهند. باسهای جدید طراحی قدرتمندی دارند و هیچکدام ساده نیستند. یکی از بهیادماندنیترین آنها، مبارزهای در یک کلیسای کوچک در میانه بازی است که نگاه شما را نسبت به باسهای رزیدنت اویل تغییر میدهد. هدف گرفتن نقاط ضعف درخشان روی بدن هیولا ایده تازهای نیست، اما در اینجا هر بار که یکی از تاولهای متورم را هدف میگیرید، علاوه بر وارد کردن آسیب، موجی از عفونت در میان زامبیهای اطراف منتشر میشود و آنها را تقویت میکند تا به باس کمک کنند. در نتیجه، مبارزه دیگر یک نبرد تکنفره نیست و با موجی از دشمنان تقویتشده مواجه میشوید. بهطور کلی، تنوع و پیچیدگی باسها نسبت به گذشته افزایش یافته است.
حتی در حالی که لیان کاملا مسلح است، بازی همچنان راههای خلاقانهای برای ایجاد چالش پیدا میکند. با این حال، یک نکته ناامیدکننده وجود دارد: حالت The Mercenaries در Requiem حضور ندارد. پس از موفقیت این حالت در Resident Evil Village و همچنین ریمیک Resident Evil 4، انتظار میرفت بخشی جداگانه برای ثبت رکورد و تجربه اکشن خالص در نظر گرفته شود. امیدوارم کپکام در آینده با یک بهروزرسانی رایگان این حالت را اضافه کند، چرا که چنین بخشی میتواند معیاری مناسب برای سنجش مهارت بازیکنان باشد.
خشونت بازی تنوع بالایی دارد؛ از تعقیبوگریزهای پرسرعت جادهای گرفته تا درگیریهای سنگین با سلاحهای سنگین که حالوهوایی شبیه به کمپینهای Call of Duty ایجاد میکنند.
تقریباً پنج ساعت پایانی بازی در کنترل لیان سپری میشود و تمرکز آن عمدتا بر اکشن است. در این بخش ممکن است احساس کنید جای معماها و ترس تدریجی گریس خالی است. لیان سریع، قاطع و خونین پیش میرود و طبیعتاً حس وحشت کاهش مییابد، در حالی که گریس با ریتمی آهسته و فرساینده پیش میرفت و ضربان قلب بازیکن را بالا نگه میداشت.
خوشبختانه، در اواخر بازی بخشی وجود دارد که دوباره کنترل گریس را در محیطی پر از موجودات آشنای سری به دست میگیرید و آن حس اضطراب بازمیگردد.
در مجموع، Requiem ساختاری دو بخشی دارد: نیمه اول تجربهای کند، تنشآلود و مبتنی بر وحشت تدریجی است و نیمه دوم انفجاری از اکشن و خشونت بیپرده. هر دو سبک بهخوبی اجرا شدهاند، اما شاید اگر کپکام این دو رویکرد را درهمتنیدهتر می کرد، جریان تجربه یکدستتر و پیوستهتر میشد. در وضعیت فعلی، گویی دو فاز مجزا را پشت سر میگذارید: ابتدا بقا و احتیاط، سپس تهاجم و کشتار بیوقفه.
کمرنگ شدن حضور گریس در نیمه دوم از نظر داستانی قابل توجیه است، زیرا تمرکز روایت بر لیان قرار میگیرد. با این حال، داستان کلی همچنان جذاب و پرکشش باقی میماند. بازی سرشار از پیچشهای داستانی است که گذشته آمبرلا و اهداف بنیانگذارانش را روشنتر میکند. مکانهای جدید و در عین حال آشنایی در اختیار شما قرار میگیرد که باید در آنها معما حل کنید و با دشمنان مقابله نمایید. یادداشتهای متعددی نیز در محیط پراکنده شدهاند؛ برخی برای درک سرنوشت و گذشته گریس اهمیت دارند و برخی دیگر با لحنی طنزآمیز، از شدت تنش میکاهند.
یکی از لوکیشنهای بسیار مشهور مجموعه نیز در بازی حضور دارد که لیان به آن بازمیگردد و مملو از ایستر اگهاست. بدون اشاره به جزئیات، تجربه دوباره آن مکان برای طرفداران قدیمی بهویژه کسانی که از نخستین نسخههای Resident Evil روی پلیاستیشن کلاسیک همراه این مجموعه بودهاند بسیار نوستالژیک و تأثیرگذار خواهد بود.
در نهایت، Resident Evil Requiem مانند آزمایشی تازه از سوی آمبرلا است که دو رویکرد متفاوت در سبک ترس بقا را با یکدیگر ترکیب کرده و نتیجهای قدرتمند و «مسری» خلق کرده است. بازگشت یک شخصیت محبوب قدیمی در کنار معرفی قهرمانی جدید، سطح بالاتر خشونت و طراحی زامبیهای ترسناکتر، و باسفایتهای عظیم و پرجزئیات، همگی نقاط قوت بازی هستند. نبود محتوای جانبی مانند The Mercenaries اندکی ناامیدکننده است و شاید تعادل بیشتر میان ترس و اکشن میتوانست تجربه را روانتر کند؛ اما از نخستین قدمهای لرزان در سایهها تا نبرد نهایی، Requiem شما را درگیر نگه میدارد و همزمان سرگرم میکند، چه با وحشت خالص، چه با انفجار گلوله و خون.
در مجموع، اگر از طرفداران رزیدنت اویل باشید، این بازی بدون تردید در میان بازی های محبوب شما قرار خواهد گرفت. حتی اگر طرفدار قدیمی مجموعه هم نباشید، Requiem یکی از بهترین گزینهها برای تجربه در میان نسخههای این فرنچایز است و میتوان آن را با اطمینان پیشنهاد کرد. چرا که همه چیز به صورت بنیادی توضیح داده شده و داستان و گیم پلی بی نظیرند